شمارهٔ ۵۱۹ سلیم تهرانی
سلیم تهرانی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
از نکهت تو باده ره هوش می زند
گل را حدیث روی تو بر گوش می زند
در آه و ناله مصلحت خویش دیده ایم
از پختگی ست گر می ما جوش می زند
مغرور صبر خویش مشو در جفای دوست
انگشت، عشق بر لب خاموش می زند
چندان که همچو دف ز جهان ناله می کنم
سیلی همان مرا به بناگوش می زند
زاهد چو حرف توبه به من می زند سلیم
هر دم سبوی باده به من دوش می زند
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به زیبایی عشق و احساسات انسانی را توصیف میکند. شاعر از تأثیر باده و عشق بر هوش و فکر سخن میگوید و به زیبایی محبوب اشاره میکند. او از درد و غم حاصل از جدایی صحبت میکند و تأکید میکند که صبر در عین جفای دوست نمیتواند او را مغرور کند. شاعر به نالههای خود در زندگی اشاره کرده و میگوید که حتی در برابر نصیحتهای زاهدان، همیشه به لذت باده و عشق توجه دارد. در نهایت، این شعر نمایانگر تضاد میان عرفان و عشق محسوس است.