نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۵۱۷ سلیم تهرانی

سلیم تهرانی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

رشکم ز گفتگوی تو خاموش می‌کند

نامت نمی‌برم که دلم گوش می‌کند

آیینه را وصال تو خوش روی داده است

عشرت همیشه رند نمدپوش می‌کند

بال هما به شهپر مصرع نمی‌رسد

دولت ازان طلب که سخن گوش می‌کند

صورت نبست در دل ما کینهٔ کسی

آیینه هر چه دید، فراموش می‌کند

خواهد سلیم چید گلی از وصال او

خمیازه سخت خدمت آغوش می‌کند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر بیانگر احساسات عمیق عاشقانه و اندوه ناشی از دوری معشوق است. شاعر به عشق و زیبایی‌های وصال معشوق اشاره می‌کند و بیان می‌کند که در گفت‌وگو با او خاموش می‌شود و دلش را نسبت به نامش محافظت می‌کند. همچنین، شاعر به تأثیر زیبایی معشوق بر زندگی‌اش و دشواری‌های رسیدن به آن اشاره کرده و نشان می‌دهد که هر آنچه در آینه دیده، به فراموشی می‌سپارد. در نهایت، او آرزوی وصال دارد و از این میل شدید به عشق و خدمت به معشوق صحبت می‌کند.