نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۵۳ سلیم تهرانی

سلیم تهرانی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب)

آیینه کجا دیده ست، رخسار چو ماهش را

با سرمه چه آمیزش، مژگان سیاهش را

گاهی نظری از لطف می کرد به سوی من

بخت سیهم رم داد آهوی نگاهش را

ای مور به این اندام، سرخیل سلیمانی

دیگر چه ازو خواهی، بردار کلاهش را

سنجیده کسی بیند گر جانب این گلشن

برقی به کمین باشد هر برگ گیاهش را

از چشم سلیم ای غیر، پیدا صف مژگان نیست

برداشته با دیده، خار و خس راهش را

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به زیبایی و جذابیت چهره محبوبش اشاره می‌کند و از ترکیب مژگان سیاه و سرمه صحبت می‌کند. او به لحظات لطف محبوب که نگاهی به او می‌اندازد، اشاره کرده و به بخت بد خود lament می‌کند. همچنین، به زیبایی اندام محبوب و ویژگی‌های ظاهری او می‌پردازد و می‌پرسد چه چیز دیگری می‌تواند از او بخواهد. در نهایت، شاعر می‌گوید که کسانی که به این زیبایی می‌نگرند، باید مراقب باشند چون زیبایی مانند برق در بین گل‌های این باغ کمین کرده است و از چشم افراد بدبین در امان نیست.