شمارهٔ ۵۴۴ سلیم تهرانی
سلیم تهرانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
ز مرگم گر غبار غم که در دل بود، برخیزد
چو شمع کشته از لوح مزارم دود برخیزد
ز شوق او پس از مردن به خاک آرام می گیرم
که رهرو چون ز رنج ره دمی آسود، برخیزد
به گلخن با همه دیوانگی، آیم به تمکینی
که خاکستر به تعظیمم ز جا چون دود برخیزد
رسد چون چشم زخمی از جهان، غمگین نباید شد
ز افتادن چه غم، گر کس تواند زود برخیزد
اگر از شعلهٔ جوعش تمام شهر درگیرد
ز یک خانه عجب کز بیم صوفی دود برخیزد
سلیم افتاده کار من به مغروری که در محفل
ز خواب ناز با آواز چنگ و عود برخیزد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر از احساسات عمیق و غمناک شاعر درباره مرگ و عشق بیان شده است. شاعر به مرگ خود میاندیشد و میگوید که حتی پس از مرگ هم عشق او ادامه خواهد داشت. او از غم و رنجی که در دل دارد صحبت میکند و بیان میکند که با مرگ، همچون شمعی که میسوزد، یاد و عشقش ادامه دارد. شاعر احساس میکند که باید برای عشقش به آرامش برسد و این را با تصویری از خاکستر و دود نمایان میکند. او همچنین به تأثیرات عشق و زندگی در برابر سختیها اشاره میکند و یادآور میشود که حتی در ناامیدی، باز هم این عشق میتواند وله شده و به او انگیزه زندگی ببخشد. در نهایت، شاعر به وضعیت خود در جامعه و تأثیرات ناشی از عشق و تنهایی اشاره کرده و به پوچی زندگی و تاثیر عمیق عشق در دل انسانها میپردازد.