نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۵۴۸ سلیم تهرانی

سلیم تهرانی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

با عشق، کی مراتب امید شد بلند؟

گردید سایه پست، چو خورشید شد بلند

دارد سری به سینه ی مجروح عاشقان

هرجا که ناخنی چو مه عید شد بلند

موج شراب، دام تذرو سعادت است

از فیض جام، پایه ی جمشید شد بلند

تعجیل آفت است، که هم بیشتر نماند

سرو چمن که دیرتر از بید شد بلند

ایام می دهد به شهان، هرچه می دهد

دست تو ای گدا به چه امید شد بلند؟

انگشت اگر کسی به لب جام زد سلیم

شور و فغان ز تربت جمشید شد بلند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره‌ی عشق و امید و تاثیر آن بر زندگی انسان‌هاست. شاعر بیان می‌کند که عشق می‌تواند مراتب امید را بالا ببرد و سایه‌های غم را از بین ببرد. او به مجروحان عاشق اشاره می‌کند و از آن‌ها می‌گوید که هرجا شادی و نور وجود دارد، عشق نیز در آنجا جاری است. نوشیدن شراب به عنوان نمادی از سعادت و خوشبختی ذکر شده و همچنین به تعجیل و شتاب در زندگی اشاره می‌شود که ممکن است مضر باشد. در نهایت، شاعر به حال و روز شاهان و تقدیرشان اشاره می‌کند و این که در دست انسان‌ها چه امیدی وجود دارد. این شعر حس امید و عشق را به وضوح منتقل می‌کند و بر اهمیت آن در زندگی تأکید می‌ورزد.