نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۵۵۱ سلیم تهرانی

سلیم تهرانی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

در چمن شمشاد من گر شانه بر کاکل زند

باد از هر سو که آید طعنه بر سنبل زند

مهربانی های گل را بین که وقت بیخودی

هردم از شبنم گلابی بر رخ بلبل زند

در طریق عشقبازی از کسی کم نیستم

موج سیلاب غمم پهلو به طاق پل زند

شور سودا در سرش افزون شد از بوی بهار

باغبان خوب است بلبل را به چوب گل زند

کرد تسخیر خراسان و عراق از ساحری

خیمه می خواهد سلیم اکنون سوی کابل زند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به احساسات خود در طبیعت و عشق اشاره می‌کند. او از زیبایی‌های چمن و گل‌ها صحبت می‌کند و از تأثیرات محبت و زیبایی بر دل بلبل و دیگران می‌گوید. همچنین، به غم و اندوهی که در دل دارد و عشق را به عنوان راهی برای رهایی از آن مطرح می‌کند. در نهایت، او به قدرت و تسخیر سرزمین‌های مختلف اشاره دارد و به دنبال معنای آرامش و سجی در زندگی است.