شمارهٔ ۵۵۳ سلیم تهرانی
سلیم تهرانی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
می کشان در انجمن چون حرف لعل او زنند
شیشه و پیمانه از مستی به هم پهلو زنند!
پادشاه خوبرویان است، چندان دور نیست
سرو [و] شمشاد چمن گر پیش او زانو زنند
نوک مژگانی درون چشمشان نشکسته است
گلرخان از بی غمی زان تیر بر آهو زنند
جور خود را بر ضعیفان آزماید روزگار
تیغ را دایم برای امتحان بر مو زنند
چشم بر اصلاح غمخواران سلیم از ابلهی ست
زخم نتوان زد به خود، گر بخیه را نیکو زنند
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره زیبایی و محبت است و به ویژگیهای پادشاه خوبرو و زیباییهای طبیعت اشاره دارد. شاعر به نقش عشق و زیبایی در زندگی انسانها میپردازد و نکاتی درباره ضعف و قدرت در جامعه مطرح میکند. در نهایت، او به این نکته میرسد که برای حل مشکلات و جراحات زندگی، باید به نیکی و درستی رفتار کرد و از ابلهی پرهیز نمود.