شمارهٔ ۵۵۶ سلیم تهرانی
سلیم تهرانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
من این دردی که دارم چارهاش آن سیمتن باشد
علاج ضعف بیماران دل، سیب ذقن باشد
چو هندو از برای سوختن عشاق میمیرند
ره دوزخ مرا دلکش تر از راه چمن باشد
به معشوق کسی هرگز ندارم ذوق آمیزش
به بلبل میدهم گل را، اگر در دست من باشد
به خوبان آشکارا عیش کردن، میکند داغم
به سرمه رشک من بیش از عبیر پیرهن باشد
کسی حرفی نمیگوید کزان صد عیب ظاهر نیست
عجب در نامهٔ راز خموشان گر سخن باشد
به یکتایی سلیم امروز در آفاق مشهورم
چو من مرغ نواسازی کجا در هر چمن باشد؟
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به احساسات عمیق و دردهای عاشقانه شاعر اشاره دارد. شاعر میخواهد که درمان دردهای خود را در زیبایی و عشق جستجو کند. او از سوختن عشق هندوها به عنوان نوعی جذابیت یاد میکند و بیان میکند که دلش از راهی به جهنم نیز خوشتر است. همچنین، او به عدم توانایی در برقراری ارتباط با معشوقش اشاره میکند و ترجیح میدهد گل را به بلبل بدهد تا با معشوقش آمیزش کند. در نهایت، شاعر احساس میکند که در بین خوبان شناخته شده است و علیرغم ظاهر آرام و خموش، رازهای پنهانی دارد که فقط در دلش نگه میدارد.