شمارهٔ ۵۶ سلیم تهرانی
سلیم تهرانی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
میجهد برق ز آه دل غمپیشهٔ ما
شعله دارد حذر از تیر نی بیشهٔ ما
سبزهٔ دانهٔ نخجیرگه عنقاییم
همه از چشمهٔ دام آب خورد ریشهٔ ما
اثر توبه ز هرجا که نمودار شود
همچو دیوانه پی سنگ دود شیشهٔ ما!
کار ما تشنهلب مزد کسی نیست، که هست
موج زن چون مه نو، آب زر از تیشهٔ ما
در خصومت نه سپهریم و نه سیاره سلیم
از چه اندیشه کسی را بود اندیشهٔ ما؟
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به بیان حال و وضعیت خود میپردازد. او از غم و درد دل سخن میگوید که همچون برقی ناگهانی میجهد. همچنین او به تصویر سبز و زیبای زندگی اشاره میکند که ریشههایش در آب چشمههاست. تأثیر توبه و پشیمانی او در قالب دیوانگی توصیف میشود و او به نوعی دلبستگی به زندگی و زیباییهای آن دارد. شاعر به این نکته اشاره میکند که تلاشها و کوششهای او برای کسب پاداش و مزد نیست، بلکه صرفاً به خاطر شوق و عشق به زندگی است. در نهایت، او از عدم تمایل به دشمنی و خصومت سخن میگوید و به این موضوع میپردازد که اندیشه و افکار افراد با یکدیگر متفاوت است.