شمارهٔ ۶۲ سلیم تهرانی
سلیم تهرانی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
ای قناعت مژدهای ده شاه هفت اقلیم را
از کلاه فقر و بردارش ز سر دیهیم را
میدود گر جانب گرداب دایم همچو موج
از معلم کشتی ما دارد این تعلیم را
جان فدای آن رسولی کآورد پیغام دوست
بت برای این به پا افتاد ابراهیم را
از سبکروحی ز جا خیزم برای هر نسیم
چون غبار آموز از من شیوهٔ تعظیم را
هرکه چشم او ز نیش اختران ترسیده است
خانهٔ زنبور داند صفحهٔ تقویم را
نغمهٔ آزادگی زان کس بود خارج سلیم
کز طمع دارد چو مطرب در کشاکش سیم را
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به قناعت و رضایت از زندگی اشاره دارد. شاعر از قناعت به عنوان یک ارزش والا و مژدهای برای شاه هفت اقلیم یاد میکند و میگوید که فقر، دیهیم و مقام را از سر برمیدارد. او به صحنهای از زندگی اشاره میکند که روحی آزاد و سبکبال دارد و به راحتی تحت تأثیر نسیمها و دگرگونیها قرار میگیرد. همچنین، با اشاره به رسولانی که پیام محبت را آوردهاند، ریشههای انسانی و اخلاقی را گرامی میدارد. شاعر در نهایت تأکید میکند که آزادی و آزادگی باید در زندگی افراد وجود داشته باشد و اشاره میکند به اینکه کسانی که از ستارهها میترسند، به خوبی مشکلات زندگی را درک میکنند.