نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۵۶۳ سلیم تهرانی

سلیم تهرانی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

از خون خویش می به ایاغ تو می کنند

گل ها شکفتگی به دماغ تو می کنند

چون زلف عنبرین بتان، ماه و آفتاب

مشاطگی دود چراغ تو می کنند

راضی نمی شوند به گل بلبلان مست

معلوم می شود که سراغ تو می کنند

رنگ قبول، سوختگی های عشق توست

تعریف حسن لاله به داغ تو می کنند

دیوان خود به دست حریفان مده سلیم

غافل مشو که غارت باغ تو می کنند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به زیبایی و جذابیت محبوب خود اشاره می‌کند. او می‌گوید که حتی خون خود را برای زیبایی محبوب فدای می‌کند و گل‌ها را به خاطر او معطر می‌کند. همچنین به کار کردن در آرایش محبوبش مانند مادری اشاره می‌کند. شاعر از عشق و زیبایی محبوبش می‌گوید که باعث سوختگی و رنج او شده است. در نهایت، شاعر هشدار می‌دهد که باید مراقب باشد، زیرا ممکن است حریفان و دشمنان بخواهند زیبایی و دارایی‌های او را غارت کنند.