نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۵۶۶ سلیم تهرانی

سلیم تهرانی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

یاد روی او کتانم را لباس ماه کرد

عشق او آیینه ام را روشناس آه کرد

تا به ساعد سوده گشت از بس به دل ناخن زدم

از تو دستم را فلک آخر چنین کوتاه کرد

تخته ی تعلیم لغزیدن ز نعلینش دهد

خضر هرکس را که در عشق تو رو بر راه کرد

راهزن خضر است اگر توفیق همراهی کند

در طریق عشق ما را غافلی آگاه کرد

غیر خود کس را نصیب از ذوق تنهایی نداد

آنکه با من در محبت سایه را همراه کرد

کس نکرد اوقات صرف می پرستی چون سلیم

هرچه کرد این پیر دیر، این بنده ی درگاه کرد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان عشق و تأثیر عمیق آن بر زندگی شاعر می‌پردازد. شاعر از زیبایی و یاد عشق معشوقش صحبت می‌کند و اینکه عشق او چگونه همه چیز را در زندگی‌اش تغییر داده است. او از درد و رنج ناشی از عشق، مانند ناخن زدن به دل، و همچنین از نعمت‌هایی که عشق به او بخشیده، سخن می‌گوید. در نهایت، شاعر تأکید می‌کند که عشق واقعی تنها نصیب کسی می‌شود که با عشق دیگران همراه باشد و از آن بهره‌مند گردد.