شمارهٔ ۵۶۷ سلیم تهرانی
سلیم تهرانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
اسیر عشق از کف ساغر خوناب نگذارد
بمیرد تشنه و چون موج لب بر آب نگذارد
بتی شد رهزن دینم که چون در ترکتاز آید
به کعبه غارت ابروی او محراب نگذارد
به تقریبی برآمد هرکه در هندوستان افتاد
خدا کشتی ما را هم درین گرداب نگذارد
درین گلشن ز بس خدمت زخدمتکار می خواهند
بنفشه باغبان را چون مگس در خواب نگذارد
سلیم از موج اشک خود خطر چون خاروخس دارم
چه شد برقی که ما را در ره سیلاب نگذارد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این ابیات به احساسات عمیق و مشکلات ناشی از عشق و دلدادگی میپردازد. او به جدایی، تشنگی عاطفی، و موضوعاتی چون وفاداری و فراق اشاره میکند. عشق را به ساغری تشبیه میکند که اسیر آن شده و از آن دست نمیکشد. همچنین، به معبد و کعبه اشاره کرده و نشان میدهد که زیبایی و ویژگیهای محبوبش مانع رسیدن به آرامش و عبادت او شده است. در این اشعار، تلاش برای برقراری ارتباط و احساس ناامیدی نیز به وضوح حس میشود. به طور کلی، شاعر با استفاده از استعارات مختلف، حسرت و دردهای ناشی از عشق را توصیف میکند.