شمارهٔ ۵۷۱ سلیم تهرانی
سلیم تهرانی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
عشق از سرم چو شور ز میخانه کم نشد
آه از دلم چو گرد ز ویرانه کم نشد
مجلس تمام گشت و برای گل چراغ
دعوی میان بلبل و پروانه کم نشد
یک چوب گل به باغ برای دوا نماند
شور جنون بلبل دیوانه کم نشد
در آستان قیصر و خاقان کسی نماند
غوغای خلق از در میخانه کم نشد
شکر خدا که تفرقه ما را به هم نزد
بر باد رفت خرمن و یک دانه کم نشد
ماتمسرا سلیم، دل خسته ی من است
هرگز نوای نوحه ازین خانه کم نشد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر از شور و شوق عشق صحبت میکند که هرگز از دلش کم نمیشود. او به تکرار احساسات عمیق خود اشاره میکند و میگوید که حتی با تمام شدن مجالس و تغییر شرایط، عشق و هیجان درونیاش کماکان باقی است. بحرانها و سختیها نتوانستهاند احساسات عاشقانه او را کاهش دهند، و همچنان صدای درد و نوحه در دل او ادامه دارد. به طور کلی، شعر نشاندهنده ثبات عشق و احساسات عمیق انسانی است که در برابر چالشها و مشکلات پابرجا میمانند.