نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۵۷۸ سلیم تهرانی

سلیم تهرانی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

ننگ مستی تا به کی قدر کمالم بشکند

نام توبه در دهن چون حرف لالم بشکند

در شکستن طالعی همچون حبابم داده اند

گر خورد پهلو ز موج می، سفالم بشکند

آسمان مست است و من در دست او پیمانه ام

گاه پرسازد، گهی همچون هلالم بشکند

باغبان دیوانه و من چوب گل خود نیستم

بی سبب تا کی درین گلشن نهالم بشکند؟

می شود از باطنم ظاهر نگارستان چین

آسمان گر همچو فانوس خیالم بشکند

در قفس همطالع مرغ کباب افتاده ام

هرکه بر من بگذرد، خواهد که بالم بشکند

بر امید وصل او تا کی ز بخت بد سلیم

فال بگشایم، دل از مضمون فالم بشکند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر از حالتی از مستی و شوق صحبت می‌کند که به او آسیب می‌زند و به نوعی به عجز و ناتوانی خود اشاره می‌کند. او توبه را نام می‌برد که نمی‌تواند به آن عمل کند و احساس می‌کند که تقدیرش در حال شکستن است. شاعر خود را به یک جام در دست آسمان تشبیه می‌کند که گهی شاد و گهی غمگین است. او همچنین از دیوانگی باغبان گفت‌وگو می‌کند و می‌گوید که او نیز مانند یک گل در این باغ احساس بی‌قراری می‌کند. در نهایت، شاعر با امید به وصال معشوق، درد و رنج خود را به تصویر می‌کشد و از آینده نامعلوم و بدبختی‌هایش نالان است.