نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۵۷۹ سلیم تهرانی

سلیم تهرانی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

ای دریده ز تو گل پیرهن خون آلود

لاله را داغ تو تعویذ تن خون آلود

اختران بر فلک از گریه ی من رنگینند

همچو دندان به درون دهن خون آلود

ماه عید است که گردیده نمایان ز شفق

زخم شمشیر مرا بر بدن خون آلود

هر حبابی ز سرشکم به خم طره ی موج

سر منصور بود در رسن خون آلود

مگذارید ز دستش که سر جم خورده ست

جام را چیست وگرنه دهن خون آلود

نفس آغشته به خون خیزدم از سینه سلیم

باد رنگین رود از این چمن خون آلود

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر با استفاده از زبان توصیفی و استعاره‌های زیبا، مرگ و درد و اندوه را به تصویر می‌کشد. شاعر به وضوح از داغ‌های عمیق خود و عواقب ناشی از آن‌ها سخن می‌گوید. گل‌ها و ستاره‌ها به نوعی به زخم‌هایش اشاره می‌کنند و حالت خون آلود هم نشانه‌ای از رنج و ناامیدی است. تصویر ماه و عید نیز به تضاد زیبایی با وضعیت دردناک و خون آلود شاعر افزوده است. در نهایت، این شعر به نمادین‌ترین شکل ممکن، اندوه و سوگواری را به نمایش می‌گذارد.