نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۵۸ سلیم تهرانی

سلیم تهرانی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

مدعی کو تا چراغ محفلم بیند ترا

غافل از راه آید و در منزلم بیند ترا

از ترحم سنگ را دل خون شود هر گه چو موج

خنده زن بر گریه ی بی حاصلم بیند ترا

در غم سامان به راه کعبه، ای بت نیستم

راهزن ترسم درون محملم بیند ترا

کاش سوزن بخیه ی اول به چشم خود زند

کز شکاف سینه ترسم در دلم بیند ترا

صحبت ما و تو ای طوفان نگردد برطرف

ناخدا کو تا حریف ساحلم بیند ترا

دست کوته کن سلیم از من، که ترسم روزگار

عاجز از اصلاح کار مشکلم بیند ترا

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این اشعار به احساسات عمیق و پیچیده شاعر اشاره دارد. او به غم و درد ناشی از عشق و جدایی اشاره می‌کند و نگران است که معشوقش او را در حالتی vulnerable ببیند. همچنین، شاعر به حس ناامیدی و ترس از قضا و قدر اشاره می‌کند و به نوعی خود را در مواجهه با سرنوشت می‌بیند. در نهایت، اشعار نشان‌دهنده‌ی تلاش شاعر برای پنهان کردن عواطفش و ترس از قضاوت دیگران است.