نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۶۱ سلیم تهرانی

سلیم تهرانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

تماشایش برد از آهوی وحشی تک و دو را

ز رفتن بازدارد حیرتش عمر سبکرو را

نخواهد همچو فرهادی به دست روزگار افتاد

زند بر هم اگر صدبار تاج و تخت خسرو را

کمال اهل دنیا حاصل از آب و علف آید

خر عیسی اتاقه کرد بر سر خوشهٔ جو را

قدم در راه نه، تا کی به قید کاروان باشی

به از توفیق، در عالم رفیقی نیست رهرو را

غم کم عمری مهتاب مستان را نباید خورد

که بوی شیر می آید هنوز از لب مه نو را

صبوحی کرده هر گه از چمن آمد سلیم آن گل

ز شرم روی او خورشید دور انداخت پرتو را

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به موضوعات مختلفی از زندگی و طبیعت انسان می‌پردازد. شاعر به زیبایی و شگفتی‌های طبیعت اشاره کرده و چالش‌های زندگی را به تصویر می‌کشد. او از لزوم عدم وابستگی به دنیا و نیرنگ‌های آن سخن می‌گوید و بر اهمیت دوستی و همراهی در مسیر زندگی تأکید می‌کند. همچنین، شاعر با اشاره به عمر کوتاه و زیبایی‌های زندگی، می‌گوید که نباید از غم کم‌عمری غمگین شد چرا که زیبایی‌ها و لحظات خوب در زندگی وجود دارند. در نهایت، او به عشق و شور و شوقی که در زندگی وجود دارد اشاره کرده و آن را مورد ستایش قرار می‌دهد.