نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۵۸۲ سلیم تهرانی

سلیم تهرانی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

گل پی نکهت او دست دعا کرد بلند

شمع، گردن به ره باد صبا کرد بلند

هر قدم در ره گلشن خطری در خواب است

چون تواند جرس غنچه صدا کرد بلند؟

در ره کعبه ی دل، راز نهان بسیار است

هر سخن را نتوان همچو درا کرد بلند

خاک این غمکده چون بالش پر گر بالد

سر مویی نتواند سر ما کرد بلند

هرکه کوتاه کند رشته ی امید سلیم

دست خود را نتواند به دعا کرد بلند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره نیایش و آرزوهای انسانی است. شاعر با ذکر گل و شمع به زیبایی و لطافت اشاره می‌کند و نشان می‌دهد که در مسیر زندگی خطرات و موانع زیادی وجود دارد. او همچنین از رازهای نهان دل و ناامیدی‌ها سخن می‌گوید و بیان می‌کند که برای رسیدن به خواسته‌ها و دعا کردن باید امید را در دل حفظ کرد. به طور کلی، شعر بر ضرورت امید و تلاش در زندگی تأکید دارد.