نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۵۸۵ سلیم تهرانی

سلیم تهرانی / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

چه عیش ها که اسیران به وصل ساز کنند

سرشک اگر بگذارد که چشم باز کنند

ز پاکدامنی من به عشق می شاید

که همچو صبح به دامان من نماز کنند

چو دل ز شکوه تهی گشت، عمر افزاید

شود دراز، گره چون ز رشته باز کنند

برهنه ایم، که ننگ است اهل همت را

که دست خود به سوی آستین دراز کند

ز اتحاد، به محشر سلیم نیست عجب

که خاک پیکر محمود را ایاز کنند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به احساسات عشق و اتصال عاشق به معشوق پرداخته و به زندگی و تلاش انسان‌ها در مسیر پاکدامنی و جستجوی حقیقت اشاره دارد. شاعر بیان می‌کند که ارتباط با معشوق می‌تواند شادی و روشنی را به زندگی بیاورد. همچنین، اشاره به نیک‌سیرتی و تلاش برای دوری از زشتی‌ها و ننگ‌ها دارد، و در نهایت به اتحاد و برابری در روز قیامت اشاره می‌کند که نشان‌دهنده ارزش والای انسانیت است.