شمارهٔ ۵۸۶ سلیم تهرانی
سلیم تهرانی / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
شکفته گل ز بر خار ما همیشه رود
چو موج کوچه دهد سنگ ما که شیشه رود
هنوز دامن اگر بیستون بفشارد
هزار سیل به هرسو ز آب تیشه رود
چو عشق در دلم آمد، هوس کنار گرفت
که شیر شعله چو بیند، برون ز بیشه رود
شراب باعث تسخیر خوبرویان است
به بوی باده ی گلگون، پری به شیشه رود
سلیم، سیر و سفر هم نهایتی دارد
چو آب چشمه کسی تا به کی همیشه رود
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به طبیعت و تأثیر عشق و زیبایی میپردازد. شاعر به تصویر کشیدن گلها و خارها اشاره میکند، و بیان میکند که عشق باعث میشود هیجانات و احساسات در دل شکل بگیرند. همچنین به زیبایی شراب و تأثیر آن بر روی انسانها و خوشرویان اشاره دارد. در نهایت، شاعر به این نکته اشاره میکند که سفر و جستجوی زیباییها نیز یک پایان دارد، مانند جویبار که در نهایت به دلیلی خاص ختم میشود.