شمارهٔ ۵۹۱ سلیم تهرانی
سلیم تهرانی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
در گلستانی که هر زاغی خوش آوازی کند
بلبل آن بهتر که ترک نغمه پردازی کند
روز روشن وقت صورت بازی آیینه است
هست عیبی در هنر آن را که شب بازی کند
ترکش پرتیر گردد بال مرغان هوا
از فغان هرگه دل من ناوک اندازی کند
در قفس روزی که بر بادم دهد تحریک شوق
چون مه نو هر پر من اوج پروازی کند
آسمان را کی وجود می نهد هرگز سلیم
آنکه آه او شب و روز آسمان سازی کند
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره زیبایی و هنر در زندگی است. شاعر به این نکته اشاره میکند که در محیطی که همه میتوانند به راحتی آواز بخوانند، بلبل به عنوان نماد هنر و زیبایی باید از نغمهپردازی خودداری کند و بهتر است در وقت مناسب خود را نشان دهد. همچنین، شاعر به دلشورهها و فراقهای خود اشاره میکند و میگوید که انگیزههای درونی و اشتیاق میتواند او را به اوج برساند. او همچنین بر این نکته تأکید دارد که کسی که بتواند با احساساتش آسمان را تغییر دهد، در حقیقت میتواند بر زندگی تأثیر بگذارد و آن را زیباتر کند.