شمارهٔ ۵۸۹ سلیم تهرانی
سلیم تهرانی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)
می تا به کی ز رنگم، در زیر ننگ باشد
آیینه از سرشکم، گرداب زنگ باشد
گویند عافیت نام، در این چمن گلی هست
یارب چه بوی دارد، آیا چه رنگ باشد؟
از عذر نیست هرگز دلگیر وعده ی او
کاهل همیشه خواهد همراه لنگ باشد
افلاک در سماعند از کینه جویی خلق
بر اهل فتنه عید است، روزی که جنگ باشد
جز هند و گلرخانش در هیچ کشوری نیست
آهو که خوابگاهش پشت پلنگ باشد
بت چیست ای برهمن، باری سجود خود کن
مهر نماز از خاک، بهتر ز سنگ باشد
عالم اگرچه تنگ است بر ما سلیم، اما
نقش دهان یار است، بگذار تنگ باشد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بیان احساسات و عواطف عمیق شاعر میپردازد. او از ننگ و غم خود صحبت میکند و از زیباییها و عطرهای زندگی بالاتر از آنچه که در ظاهر دیده میشود، یاد میکند. شاعر به عافیت و عشق اشاره میکند و میگوید که دلگیر بودن از وعدهی معشوق، به معنی همیشه همراهی با تنبلی و بیعملی است. او همچنین از جنگ و فتنههای اجتماعی و عواطف انسانی میگوید و در نهایت به مفهوم زیبایی و نقش معشوق در زندگی اشاره میکند. در کل، شعر ترکیبی از غم، عشق، جنگ و زیبایی است که احساسات انسانی را به تصویر میکشد.