نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۶۰۴ سلیم تهرانی

سلیم تهرانی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

می‌کشان روی تمنا کی به زمزم می‌نهند

جام می‌گیرند و منت بر سر جم می‌نهند

ترک عالم لازم مستی‌ست، میخواران از آن

وقت جام می کشیدن چشم بر هم می‌نهند

جنس خود را خوار نتوان دید، می‌لرزد سپهر

در چمن مستان چو پا بر روی شبنم می‌نهند

کاش بگذارند غمخواران به حال خود مرا

می‌شود ناسور، زخمم را چو مرهم می‌نهند

نالهٔ مستانه خون از سنگ بگشاید سلیم

جام می بیهوده از کف اهل ماتم می‌نهند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر از حال و هوای مستی و عشق سخن می‌گوید. او به تمنا و آرزوهای دل‌انگیز اشاره می‌کند و از جاذبه‌ی شراب می‌گوید که چگونه افراد را به خود جذب می‌کند. شاعر با اشاره به ترس از منفور شدن و خوار شدن در جمع، به زیبایی و لذت بی‌نهایت مستی اشاره دارد. او همچنین از درد و غم خود سخن می‌گوید و خواستار آن است که دیگران او را در حال خود رها کنند. در نهایت، شاعر به ناله و فریاد مستانه اشاره می‌کند و نشان می‌دهد که در دل غم و اندوه، زیبایی‌های زندگی نیز وجود دارد.