شمارهٔ ۶۳ سلیم تهرانی
سلیم تهرانی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
دیوانه ایم و وادی عشق است دشت ما
آید پیاده گل ز گلستان به گشت ما
از کس مپرس آنچه به ما رفته زین محیط
از سطرهای موج بخوان سرگذشت ما
آسان بود شکست صف بیدلان عشق
یک ناوک از نگاه تو و هفت و هشت ما
رسوای کوی عشق چو خورشید محشریم
از بام آسمان، فلک افکنده طشت ما
نازد به اشک و آه دلم کوی او سلیم
چون ملک ری به آب و هوای طرشت ما
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف حال و هوای عاشقانه و احساسات عمیق عاشق میپردازد. شاعر به عشق و دیوانگی اشاره میکند و به زیباییهای دشت عشق و گلستان طبیعت اشاره میکند. او میگوید که تجربیات عاشقانهاش را باید خود خواند و نیازی به توضیح از دیگران نیست. شکست در صف عاشقان را ساده میداند و تنها یک نگاه معشوق را کافی میبیند. همچنین به رسوایی و شهرت در کوی عشق مانند خورشید اشاره میکند و ابراز محبت و اشک و آه خود را در عشق به معشوق بیان میکند. در نهایت، شاعر به زیبایی و ویژگیهای خاص عشق و مکانهایی که در آن عشق را تجربه کرده، اشاره دارد.