نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۶۱۱ سلیم تهرانی

سلیم تهرانی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

تیغ بردار که چون حوصله بی تاب شود

کشتن ما به تو دشوار چو سیماب شود

می پرستان همه از آتش ما می سوزند

روزن خانه ببندیم که مهتاب شود

می به یادم مکن ای دوست به ساغر که مباد

باده در جام تو چون آبله خوناب شود

نیست بی مصلحتی ناله ی ما، می خواهیم

بخت خود را نگذاریم که در خواب شود

دل ز می گرم چو شد، جلوه ی معشوق کند

ماهی موم به آتش چو رسد آب شود

دلم از پرتو دیدار به جوش است سلیم

شور دیوانه شود بیش چو مهتاب شود

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

اشعار به تصویر کشیدن احساسات عاشقانه و تنیدگی‌های دل، در کنار اشاره به لذت‌های می و باده هستند. شاعر از چالش‌های عشق و بی‌قراری‌های قلبی سخن می‌گوید و به تأثیرات منفی مستی بر رفتار انسان اشاره می‌کند. او در نهایت از قدرت عشق و زیبایی‌های دیدار معشوق می‌گوید و به حالتی شبیه گرما و شور اشاره می‌کند که موجب بیداری دل و شوریدگی می‌شود. در کل، این اشعار احساسات عمیق و پیچیده انسانی را به تصویر می‌کشند.