نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۶۱۳ سلیم تهرانی

سلیم تهرانی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

دل من ناله ز شوق تو پر آشوب کند

غنچه ی ما چو جرس زمزمه را خوب کند

گر زند شعله دم از پرتو او، غیرت حسن

همچو منصور سرش را به سر چوب کند

نه ز فرزندی او، از اثر معشوقی ست

ماه کنعانی اگر ناز به یعقوب کند

ریزه ی شیشه ی دل بر سر هم می ریزد

کوچه ی زلف ترا شانه چو جاروب کند

می کنند آنچه حسودان به من از صبر، سلیم

کرم هرگز نتواند که به ایوب کند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره‌ی عشق و دلتنگی است. شاعر احساسات عمیق خود را نسبت به معشوق بیان می‌کند و به شدت مشغول شور و هیجان عشق است. او از زیبایی و جذابیت معشوق صحبت می‌کند و می‌گوید حتی در برابر دشواری‌ها و حسادت‌ها، عشق او را نمی‌توان نادیده گرفت. در نهایت، شاعر نشان می‌دهد که عشق واقعی، فراتر از هر نوع آزمایش و چالش است.