شمارهٔ ۶۱۷ سلیم تهرانی
سلیم تهرانی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
هر طرف جلوه کند، روی به ما بنماید
نتواند به کسی شمع قفا بنماید
شمع بتخانه به منعم سر خود جنباند
چون ره کعبه به من قبله نما بنماید
رازهای فلک از سینه ی عارف پیداست
همچو دریا که درو مرغ هوا بنماید
چوب خواهد، مدد از هرکه کسی می جوید
رهنما چون طلبم، خضر عصا بنماید
سوی گلخن چو روم، شعله ز روی تعظیم
خیزد از مسند خاکستر و جا بنماید
کامی از عمر سبکرو نپذیرد صورت
عکس در آب روان، روی کجا بنماید؟
خبر از گرمی این بادیه هرکس پرسد
خضر افتد به قفا و کف پا بنماید
ما و آوارگی ای دل، که خدا می خواهد
وسعت مملکت خویش به ما بنماید!
شحنه ای نیست درین بادیه افسوس سلیم
که ره گم شده را راهنما بنماید
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شعر دربارهٔ جستجوی حقیقت و راهنما در زندگی است. شاعر از معشوق و زیباییهایی که در برابرش قرار دارند صحبت میکند و بیان میدارد که هیچ کس نمیتواند به او راهی را که باید بپیماید، نشان دهد. او به عمق رازهای زندگی و حکمتهای عارفان اشاره دارد و این که در جستجوی حقیقت، باید از دیگران یاری جست. شاعر همچنین به تنهایی و آوارگی که در زندگیاش حس میکند، میپردازد و از نبود راهنمایی در این مسیر ابراز ناامیدی میکند. در نهایت، او خواستار گشایش و یافتن راه صحیح در زندگیاش است.