نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۶۲۲ سلیم تهرانی

سلیم تهرانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

به یاد زلفت از هر سینه بوی مشک می‌آید

ز خاک کشتهٔ دیرینه بوی مشک می‌آید

خیال زلف او را در دلم هرگه گذار افتد

چو گل از زخم‌های سینه بوی مشک می‌آید

به جوش آرد ز بس شوق می گلرنگ خونم را

ز خاکم هر شب آدینه بوی مشک می‌آید

حذر از فتنهٔ خوبان این گلشن، که سوسن را

ز خنجر همچو اهل کینه بوی مشک می‌آید

سلیم آهی کشیدم بر خیال زلف او آنجا

هنوز از خانهٔ آیینه بوی مشک می‌آید

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر به یاد معشوق و زیبایی‌های او می‌پردازد. بوی مشک که نمادی از عشق و زیبایی است، از سینه‌های عاشقان و خاک خفته‌ی آنها به مشام می‌رسد. یاد زلف معشوق باعث می‌شود که درد و شوق در دل شاعر زنده شود و همچنان بوی خوش آن معشوق در فضا وجود دارد. شاعر به یاد معشوق و تأثیرات آن بر جانش اشاره می‌کند و از فتنه‌های زیبايان پرهیز می‌کند. در نهایت، او آهی از عشق می‌کشد و همچنان بوی خوش معشوق را احساس می‌کند.