نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۶۴ سلیم تهرانی

سلیم تهرانی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

برق عشق آمد که سوزد خرمن تدبیر را

با گریبان کار افتد دست دامنگیر را

نام من در دفتر اهل شهادت داخل است

کرده ام روشن سواد جوهر شمشیر را

پاسبان مستی ما نیست غیر از تیغ عشق

برگ نی باشد مگس ران وقت خفتن شیر را

از طلسم هند آزادی تجرد می دهد

چاره عریانی بود این خاک دامنگیر را

چون منی را طاقت چندین علایق از کجاست

فیل نتواند کشیدن این قدر زنجیر را

همچو شاهینی که مرغی را کمین سازد سلیم

تا هوا گیرد دل من می‌رباید تیر را

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره عشق و تأثیر آن بر زندگی و تفکرات فرد است. شاعر به قدرت و تأثیر سوزاننده عشق بر تدبیر و برنامه‌ریزی‌های انسانی اشاره می‌کند. او از جایگاه خود در میان شهدا صحبت می‌کند و به این نکته می‌پردازد که عشق به عنوان تنها پاسبان مستی و شور زندگی در برابر مشکلات است. همچنین، او به چالش‌ها و طبیعت وابستگی‌ها و خواسته‌های انسانی اشاره می‌کند که باعث محدودیت‌هایی می‌شوند. در نهایت، تصویر زیبایی از عشق و قدرت آن ارائه می‌دهد که می‌تواند همگان را درگیر خود کند.