نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۶۳۱ سلیم تهرانی

سلیم تهرانی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

چندروزه زندگی بر ما گرانی می‌کند

خضر دایم در جهان چون زندگانی می‌کند؟

چند بتوان با تپانچه روی خود را سرخ داشت

چهره را گلگون شراب ارغوانی می‌کند

می‌فروش از دست نگذارد نشاط خویش را

چون شراب کهنه پیر است و جوانی می‌کند

آنکه دارد ذوقی از عیش جهان، همچون غبار

رقص بر صوت درای کاروانی می‌کند

گل دهان خویش سازد غنچه از شوق صفیر

در گلستانی که بلبل باغبانی می‌کند

نسبت دشمن مبین با خود، که در کاشانه سیل

گر ز آب چشم خود باشد، زیانی می‌کند

نیست رسوای جهان کس همچو ما، زاهد سلیم

باده‌نوشی می‌کند، اما نهانی می‌کند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به بررسی تضادهای زندگی می‌پردازد. او به چالش‌های زندگی که بر ما فشار می‌آورد اشاره می‌کند و خاطرنشان می‌سازد که مانند خضر، زندگی به‌طور مداوم ادامه دارد. شاعران با تظاهرات ظاهری و نوشیدن شراب سعی در جلوگیری از غم و ناامیدی دارند. همچنین آن‌ها به شادی و نشاط می‌پردازند، حتی اگر درونشان غم باشد. شاعر به این نکته اشاره می‌کند که نباید به دشمنان خود نسبت ناجوانمردانه بدهیم و در نهایت، بر این باور است که هیچ‌کس در دنیا مانند زاهدی که خود را در خفا به باده‌نوشی مشغول می‌کند، رسوا نمی‌شود.