نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۶۴۳ سلیم تهرانی

سلیم تهرانی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

کینهٔ ما را از او صبر و تحمل می‌کشد

انتقام از یار بی‌پروا، تغافل می‌کشد

هیچ معشوقی پریشان‌گرد و هرجایی مباد

فاخته این حرف را بر گوش بلبل می‌کشد

هرکجا باشم، گزیری نیست از طوفان مرا

موج دریا انتظارم بر سر پل می‌کشد

روزی داناست در معنی که نادان می‌خورد

همچو آن آبی که خار از ریشهٔ گل می‌کشد

بر سر میراث من غوغاست یاران را سلیم

استخوانم را هما از چنگ بلبل می‌کشد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این اشعار به احساسات عمیق و پیچیده انسانی اشاره دارد. شاعر از کینه و انتقام صحبت می‌کند که به آرامی او را آزار می‌دهد. همچنین بر این نکته تأکید می‌کند که هیچ معشوقی نباید دچار پریشانی و بی‌نظمی شود. او در توصیف وضعیت خود، به طوفان و انتظار اشاره می‌کند و می‌گوید که نمی‌تواند از آن فرار کند. شاعر به سرنوشت و تقدیر نیز اشاره می‌کند و به وضوح بیان می‌کند که زندگی مشابه آبی است که خاری را از ریشه گل می‌کشد، و در نهایت با اشاره به میراث خود، به چالش‌های اجتماعی و عاطفی اشاره می‌کند که بر سر او و یارانش وجود دارد.