نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۶۴۷ سلیم تهرانی

سلیم تهرانی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

مشاطه را جمال تو دیوانه می کند

کآیینه را خیال پریخانه می کند

خورشید را به کوچه ی زلفت نشد نصیب

آن عشرتی که شبپره ی شانه می کند

سر بر زمین نهد پی نفرین عاقلان

طاعت چنین خوش است که دیوانه می کند

گل چون چراغ چهره برافروخت در چمن

بلبل تلاش منصب پروانه می کند

تسبیح کردن است گر از روی اعتقاد

انگور در کنشت کسی دانه می کند

امشب سلیم، ساقی بزمم خراب ساخت

من مستم، او شراب به پیمانه می کند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به زیبایی و جذابیت معشوقه‌اش اشاره می‌کند و تأثیر او بر دیگران را توصیف می‌کند. مشاطه (آرایشگر) از زیبایی او دیوانه می‌شود و آینه از تصویر او به وجد می‌آید. خورشید به خاطر زلف او از شادی محروم است و چنین زیبایی باعث عابدی شدن عاقلان و دیوانه‌ شدن آن‌ها می‌شود. گل مانند چراغی در چمن می‌درخشد و بلبل به خاطر عشقش تلاش می‌کند. شاعر همچنین به اهمیت عشق و زیبایی در زندگی اشاره می‌کند و بیان می‌دارد که حتی وقتی از روی اعتقاد تسبیح می‌گویی، ممکن است در صداقت نیندیشی. در نهایت، شاعر می‌گوید که امشب ساقی بزمش را خراب کرده و او اکنون مست و غرق در عشق است.