نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۶۶ سلیم تهرانی

سلیم تهرانی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

سرو چون سایه ز پی آمده رفتار ترا

نرگس زن شده گل، گوشه ی دستار ترا

پای مجنون تو در سلسله کی بند شود

طوق و زنجیر رکاب است طلبکار ترا

عهد کردم که گر این بار به کوی تو رسم

سرمه ی دیده کنم سایه ی دیوار ترا

ای برهمن، شود از صدق تو گر شیخ آگاه

تار تسبیح کند رشته ی زنار ترا

قیمت خاک ز جنس تو بود بیش سلیم

خاک بادا به سر این رونق بازار ترا

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف عشق و زیبایی می‌پردازد. شاعر از سایه‌ی محبوب سخن می‌گوید که مانند درخت سرو به دنبال او آمده است و از نرگس‌های موجود در دستار او یاد می‌کند. شاعر همچنین به حال مجنون اشاره می‌کند که نمی‌تواند از عشق خود فرار کند و به زنجیر عشق اسیر شده است. او عهد می‌کند اگر به کوی معشوق برود، سرمه‌ی چشمانش را به یاد دیوارهای برافراشته کند. اشاره‌ای نیز به واقعیت‌های کهن دارد و می‌گوید که اگر حقیقت عشق شیخ را آگاه کند، تسبیح او به تار زناشویی متصل خواهد شد. در نهایت، شاعر قیمت خاکی را که در آن عشق او وجود دارد، ارج می‌نهد و می‌گوید که خاک به خاطر این عشق گرانبهاست.