شمارهٔ ۷۲ سلیم تهرانی
سلیم تهرانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
گرفته از علم سروقد او پیش خیلی را
ز سبزی داغ دارد چهرهٔ او خال لیلی را
به باغ ای گل نزاکت را به پیش روی او بگذار
که چندان اعتباری نیست مهمان طفیلی را
ازان مجنون شود از دیدن ماه نو آشفته
که می بیند به دست دیگری خلخال لیلی را
ز بس افسانه ی لعلش جهان را دلنشین افتاد
عقیق آسا در آب انداخت انوار سهیلی را
سلیم آشوب محشر را به چشم خویشتن دیدهست
ز مظلومان او هر کس شنیده وای ویلی را
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف زیبایی و ویژگیهای خاص معشوق پرداخته است. شاعر ابتدا به شخصیت و جذابیت فردی اشاره میکند که چهرهاش با زیبایی خال لیلی مزین شده است. سپس اهتمام به زینت باغ و گل را به پیش او میگذارد، چرا که حضور او ارزشمندتر از هر چیز دیگری است. شاعر به حسادت مجنون از دیدن معشوق اشاره میکند که او را به شدت تحت تأثیر قرار داده است. همچنین وی از زیبایی افسانهای معشوق و تأثیر آن بر جهان سخن به میان میآورد. در پایان، شاعر به سلیم و محنت مظلومان اشاره میکند که نشان از عمق حس انسانی و درد افراد است.