شمارهٔ ۶۷۴ سلیم تهرانی
سلیم تهرانی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
نیستی عیش و طرب، بیگانگی کم یاد گیر
رسم آمیزش به اهل عالم از غم یاد گیر
از طرب هرکس که خندد، گریه بر خود می کند
در عروسی خانه رو، آیین ماتم یاد گیر
یک صبوحی بیش در اطراف این گلشن مکش
گل سبکروحی نمی داند، ز شبنم یاد گیر
بعد هر عمری به تیغ خویش آبی می دهند
رسم دنیاداری از شاهان عالم یاد گیر
حال هرکس می شود معلوم از آثارش سلیم
نام جم راگر نمی دانی، ز خاتم یادگیر
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به ما میآموزد که در زندگی باید از بیگانگی و غم یاد بگیریم. او میگوید که شادی و طرب واقعی نیست و در عروسیها نیز میتوان عزا را حس کرد. همچنین به ما توصیه میکند که در زندگی از تجربهها و آداب و رسوم بزرگترها، از جمله شاهان، بهرهگیریم تا دنیاداری را بهتر بفهمیم. در نهایت، او به این نکته اشاره میکند که حالات افراد از برآیند رفتارها و آثارشان مشخص میشود.