نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۶۷۶ سلیم تهرانی

سلیم تهرانی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

از دل برون نکرده خیال جفا هنوز

گرگ آشتی‌ست یوسف ما را به ما هنوز

روزی که من به سلسلهٔ زلفش آمدم

بیعت نکرده بود به دستش حنا هنوز

وقتی که نغمه سنج شدم من درین چمن

باد صبا نبود به گل آشنا هنوز

کشتی شکست و از سر من آب هم گذشت

بر سر هزار منتم از ناخدا هنوز

از چاشنی فقر خبردار نیستی

شکر نخورده ای ز نی بوریا هنوز

شد پخته نان هر کسی از آسمان و ما

آبی نخورده‌ایم درین آسیا هنوز

خاک سلیم در سر کویش به باد رفت

ترک جفا نمی‌کند آن بی وفا هنوز

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره احساس درد و ناکامی شاعر از جفا و ناسازگاری‌هاست. شاعر همچنان به یاد یوسف و محبت اوست و نمی‌تواند از یادآوری خیانت‌ها و مشکلات خود دور شود. او به سرنوشت شوم خود و تاثیر ناکامی‌ها بر زندگی‌اش اشاره می‌کند و حسرت می‌خورد که در میانه‌ی دیگران، هنوز نتوانسته است به آرامش دست یابد. در انتها، شاعر از بی وفایی محبوبش و سختی‌هایی که بر او رفته سخن می‌گوید، در حالی که دیگران از نعمت‌ها بهره‌مند شده‌اند.