شمارهٔ ۶۷۷ سلیم تهرانی
سلیم تهرانی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
از فیض ابر شد به چمن هر نهال سبز
رنگ بتان هند شد از برشکال سبز
شوخی مباد بر سر پروازش آورد
کرده ست طوطی چمن از سبزه، بال سبز
هرگاه یاد چشم تو در خاطرش گذشت
صحرا تمام گشت ز اشک غزال سبز
در عشق ناله نیست ز مجنون عجب، که شد
بر روی لیلی از اثر گریه خال سبز
ریحان چگونه سبز نگردد درو سلیم
کز فیض ابر شد چو زمرد سفال سبز
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شعر به توصیف زیباییهای طبیعت و تأثیر محبت و عشق بر آن میپردازد. نویسنده از باران به عنوان منبع فیض و سرسبزی درختان و گلها یاد میکند و با استفاده از تشبیههایی زیبا، رنگها و حالتهای مختلف را به تصویر میکشد. همچنین اشاره به عشق و تأثیر آن بر روح و جسم فرد دارد، بهویژه با ذکر چشمان معشوق که باعث احساساتی چون اشک و غم میشود. شاعر به نوعی عشق مجنونانه را توصیف میکند که بر روی لیلی اثر میگذارد و به زیبایی به تصویر کشیده میشود. به طور کلی، این شعر تجلی زیبایی در عشق و طبیعت است.