نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۶۸۵ سلیم تهرانی

سلیم تهرانی / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

چو موج، موسم گل سبحه را در آب انداز

پیاله در قدح باده چون حباب انداز

نهان مکن ز کسی راز می کشی چون گل

مپوش دامن تر را، در آفتاب انداز

دهند گر به تو خم های گنج قارون را

زرش برآور و بر جای آن شراب انداز

سر برهنه برد فیض از هوای چمن

صبا، کلاه گل و لاله را در آب انداز

به بزم می، صفتی بهتر از خموشی نیست

چو لاله سرمه به پیمانه ی شراب انداز

مباد پای نسیم چمن بریده شود

چو سبزه، ریزه ی مینای خود در آب انداز

سلیم صد خطر از زیر آسمان دیدی

که گفت بار درین منزل خراب انداز؟

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به زیبایی و لذت‌های زندگی اشاره دارد. شاعر با تصاویری از طبیعت و می‌نوشی، به انسان یادآوری می‌کند که باید از لحظات اکنون بهره‌برداری کند و رازهای خوشی را با دیگران در میان بگذارد. او به نقش باده و گل‌ها در زندگی می‌پردازد و بر اهمیت زندگی در لحظه و لذت بردن از زیبایی‌های اطراف تاکید دارد. همچنین، شاعر به خطرات و چالش‌های زندگی اشاره می‌کند، اما در پایان به امید و خوشی تأکید می‌کند.