شمارهٔ ۶۸۷ سلیم تهرانی
سلیم تهرانی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
ای خوش آن سروری که از ناموس
چتردار خود است چون طاووس
عار آید ز لاف، مردان را
پر ندیده کسی به تاج خروس
پاسبان خودند آگاهان
هم چراغ است لاله، هم فانوس
باز ذوق هوای ابر آورد
بط می را به جلوه چون طاووس
رغبت طبع را برانگیزد
گردن شیشه، همچو ساق عروس
عشق باشد سلیم در دل من
باده در شیشه، شمع در فانوس
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به وصف زیبایی و جذابیت طاووس و ویژگیهای خاص آن میپردازد. او از سروری صحبت میکند که به خاطر ظرافت و شأن خود، به نوعی خوشبختی و آرامش دست یافته است. شاعر به تمجید از عشق و احساسات درونی میپردازد و آنها را به باده و شمع در فانوس تشبیه میکند. این اشعار به گسترش زیباییها و جذابیتهای عشق و هنر اشاره دارند و از آگاهی و بصیرت نیز سخن میگویند.