نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۶۸۸ سلیم تهرانی

سلیم تهرانی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

مگذر ز می، ز باطن اهل صفا بترس

فصل بهار توبه مکن، از خدا بترس!

ایام در شکستن دل ها بهانه جوست

داری چو گل به کف، ز خزان حنا بترس

در کار سعد و نحس غلط کرده روزگار

از جغد نیست تفرقه ای، از هما بترس

تا کی کنی شکایت او پیش مردمان

ای دیده آخر از نمک توتیا بترس

خوش غافلی ز آفت دور فلک سلیم

ای دانه چشم باز کن از آسیا بترس

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف خطرات و چالش‌های زندگی می‌پردازد. شاعر به فردی هشدار می‌دهد که از نا پژمردگی و فریب‌های دنیا بترسد. او به بهار اشاره می‌کند و می‌گوید که نباید از خدا توبه کرد، زیرا روزگار پر از ناپایداری است. به دل‌های شکسته و عواقب آن اشاره شده و فرد را دعوت به آگاهی و هوشیاری در برابر مشکلات می‌کند. در نهایت، شاعر به مخاطب می‌گوید که از غفلت دوری کند و از واقعیت‌های تلخ زندگی آگاه باشد.