نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۶۸۹ سلیم تهرانی

سلیم تهرانی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

از دلِ آشفتگان شرح پریشانی بپرس

گر سراغ سیل می‌گیری، ز ویرانی بپرس

گرچه او احوال من هرگز نپرسید از صبا

از من آن بی‌مهر را چندان که بتوانی بپرس

شانه می‌آید به کار زلف در آشفتگی

آشنایان را در ایام پرشانی بپرس

می روم از کویت، اما خون خود را می‌خورم

گر ز من باور نداری، از پشیمانی بپرس

در جهان هر لحظه افزون می شود طول امل

معنی این نکته را از موی زندانی بپرس

خانه‌زادِ دودمانِ زلفِ خوبانم، سلیم

با محبت نسبت من گر نمی‌دانی بپرس

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر از دل تنگی‌ها و پریشانی‌های خود می‌گوید و از دیگران می‌خواهد که درباره‌اش بپرسند. او اشاره می‌کند که اگر کسی به سراغ درد و ویرانی می‌رود، می‌تواند از او بپرسد. همچنین، به تفاوت در احساسات اشاره دارد و نسبت به بی‌مهری‌ها و احوال خود صحبت می‌کند. در نهایت، با نگاهی به دلتنگی ها و محبت‌ها، از مخاطب می‌خواهد که بیشتر در مورد او و احساساتش بدانند.