نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۷۰ سلیم تهرانی

سلیم تهرانی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

یارب این چاک گریبان ز چه باشد گل را

چیست آیا سبب آشفتگی سنبل را

خویش را بس که دلیرانه زدم بر دریا

لرزه چون موج بر اندام فکندم پل را

گل فرستاده به من تا کند آزار مرا

می روم تا که زنم بر سر دشمن گل را

از گرفتاری من خاطر آن گل جمع است

رشته، مغز قلم پا بود این بلبل را

در پی کسب هنر باش که خورشید سلیم

بوسه بر دست زند شانه ی آن کاکل را

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر درباره عشق و دردهای آن سخن می‌گوید. او از چاک گریبان و آشفتگی گل و سنبل صحبت می‌کند و نشان می‌دهد که اینها نماد عشق و غم هستند. همچنین به دلیر بودن خود اشاره می‌کند که چگونه در مواجهه با چالش‌ها و مشکلات، همچون دریایی طوفانی لرزان است. گل نماد معشوق و بلبل نماد عاشق است که به خاطر عشق خود دچار گرفتاری شده است. شاعر به دنبال کسب هنر و کمال است و در نهایت بر این باور است که عشق و زیبایی می‌تواند انسان را به موفقیت برساند.