نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۷۰۹ سلیم تهرانی

سلیم تهرانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

ز مژگان آب چشمم می زند جوش

که دریا را نشاید کرد خس پوش

درین دریا بود از سیلی موج

چو نیلوفر صدف نیلی بناگوش

وطن در گوشه ای گیرم نگین وار

چو خاتم چند باشم خانه بر دوش؟

سر ما تاج شاهی را به معنی

بود همچون چراغ زیر سرپوش

به بزمی لب سلیم از حرف بسته ست

که نتوان شمع او را کرد خاموش

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر، احساساتی عمیق از درد و غم را بیان می‌کند. او با تصویرسازی‌های زیبایی از اشک‌هایش یاد می‌کند که مانند دریاست و نمی‌تواند آن را پنهان کند. وطن را به Jewels تشبیه می‌کند و خانه‌ای را که همیشه بر دوش دارد، به نمادی از بی‌خانمانی و جستجوی آرامش تبدیل می‌کند. همچنین به مفهوم سلطنت و تفاخر اشاره دارد که در حقیقت، در زیر فشارهای زندگی محو می‌شود. در نهایت، اشاره می‌کند که صدای خاموشی و سکوت، به مانند یک شمعی است که هیچ‌گاه نمی‌تواند خاموش شود.