نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۷۱ سلیم تهرانی

سلیم تهرانی / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

شکست فتح بود بیدلان جنگ ترا

چو بت پرست کند سجده، شیشه سنگ ترا

بود ز تنگی جا گر به سینه ام دلگیر

به دیده چون مژه جا می دهم خدنگ ترا

هزار رنگ برآمد به پیش روی تو گل

ولی نشد که تواند نمود رنگ ترا

ز حرف کشتن ما روزگار می خواهد

کند چو غنچه پر از زر دهان تنگ ترا

برای وعده خلافی عبث مخور سوگند

که احتیاج عصا نیست عذر لنگ ترا

سلیم چند ز دل حرف می زنی، خاموش!

که دل به باد فنا داد نام و ننگ ترا

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شعر به توصیف شکست‌ها و مشقات جنگ می‌پردازد و به نوعی تصویرسازی از احساسات انسانی در مقابل سختی‌ها و ناکامی‌ها را ارائه می‌دهد. شاعر به تضاد زیبایی و زشتی، عشق و شکست، و وعده‌های نادرست اشاره می‌کند. او با استفاده از تصاویر ملموس مانند گل و غنچه، به بیان درد و رنج عشق و از دست دادن‌ها می‌پردازد و در نهایت، بر خاموشی و سکوت در برابر این احساسات تأکید می‌کند. این شعر به عمق هیجانات عاشقانه و ناامیدی‌ها می‌نگرد و به نوعی، نقدی بر وعده‌های دروغین و تقدیر نادرست در زندگی است.