نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۷۱۸ سلیم تهرانی

سلیم تهرانی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

نیست همچون گل مرا از باده بیهوشی غرض

ناله ی مستانه باشد از قدح نوشی غرض

مقصدش از لاف رعنایی نمی دانی که چیست

سرو دارد با تو همچون سایه همدوشی غرض

می کند عمدا فراموش از من آن نامهربان

چیست او را یارب از چندین فراموشی غرض

در دهن گویند جم می داشت خاتم را نگاه

زین حکایت نیست غیر از مهر خاموشی غرض

گر ندارد ماتم فوت سکندر را، سلیم

چیست آب زندگی را از سیه پوشی غرض

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره عشق و درد ناشی از آن صحبت می‌کند. شاعر به تصویر کشیدن حال و هوای مستی و ناله‌های دل شکسته می‌پردازد. او به معشوق خود اشاره می‌کند که شاید فراموش کرده یا عناصری از بی‌توجهی را به نمایش می‌گذارد. در واقع، شاعر در تلاش است تا بفهمد این فراموشی‌های معشوق چه هدفی دارد و به نوعی حسرت و اندوه خود را از فقدان عشق و زندگی بیان می‌کند. در نهایت، شاعر از ماجرای سکندر و اهمیت زندگی نیز یاد می‌کند و به رنگ غم و اندوه در زندگی اشاره می‌نماید.