نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۷۲۲ سلیم تهرانی

سلیم تهرانی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

ای گل روی تو بهار نشاط

قامتت سرو جویبار نشاط

لب گل چاک شد ز خمیازه

بی تو دارد ز بس خمار نشاط

رفت فصل خزان و می آید

موسم عیش و روزگار نشاط

بلبلان را بود شب نوروز

زر گل، مایه ی قمار نشاط

شد بهار و چو غنچه مرغ چمن

مست خفته ست در کنار نشاط

گل شکفت و شراب ناب رسید

شد مهیا تمام کار نشاط

پاک سازد نسیم عشق، سلیم

زعفران را ز دل غبار نشاط

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به زیبایی‌های بهار و نشاطی که با آن همراه است اشاره دارد. در آن به ویژگی‌های فصل بهار، مانند گل‌ها و بلبل‌ها، و تاثیری که بر روح و روان انسان‌ها می‌گذارد، پرداخته شده است. بهار نماد تازگی و زندگی است و شاعر با تصاویری از گل، سرو، و نسیم، حالتی شاداب و خوشایند را توصیف می‌کند. غنچه‌ها و شراب ناب نیز نمادی از شادابی و لذت زندگی در این فصل زیبا هستند. کل شعر به طور کلی تجربه‌ای مسرت‌بخش از بهار و عشق را منتقل می‌کند.