نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۷۲۵ سلیم تهرانی

سلیم تهرانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

زده گل دست بر دامان حافظ

خورد بلبل قسم بر جان حافظ

کند از شعلهٔ آواز خود گرم

دف خورشید را دستان حافظ

ز مستی چون کشد گلبانگ در باغ

شود مرغ چمن قربان حافظ

زره را حلقهٔ دف کرد داود

چو برگردید از میدان حافظ

ز شورانگیزی رنگین غزل‌ها

لب حافظ بود دیوان حافظ

چو گل در دف جلاجل گشته خاموش

سلیم از حیرت الحان حافظ

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به ستایش حافظ و تأثیر شگرف او بر هنر و شعرو ادبیات اشاره دارد. بلبل که به آوازخوانی معروف است، قسم می‌خورد که جانش را فدای حافظ کند. صدای دل‌انگیز حافظ به مانند شعله‌ای است که گرمای خاصی به فضای باغ می‌بخشد و گل‌ها را به وجد می‌آورد. همچنین، اشاره‌ای به آهنگینی و زیبایی شعرهای او دارد که همچون رنگین غزل‌ها، زبانش را می‌نوازد. در نهایت، تأثیر شگرف آثار او به قدری است که بقیه را در حیرت فرو می‌برد.