شمارهٔ ۷۲۸ سلیم تهرانی
سلیم تهرانی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
هرکه را بینی، بود در فکر سامان طمع
تا به کی بیند کسی خواب پریشان طمع
قرص لیموی قناعت، چاره ی این علت است
نشکند صفرای اهل حرص از نان طمع
عافیت خواهی، توقع را ز خاطر دور کن
در دهانت بیضه ی مار است دندان طمع
چون مگس از عجز تا کی پشت سر خارد کسی
زهرمار حرص بادا شکرخوان طمع
بی توقع نیست کس، آزادگان را هم بود
چشم پوشیده، چراغ زیر دامان طمع
سجده ی آدم نکرد ابلیس از فرمان حق
می کند آدم سجود او به فرمان طمع
مدح دونان گفتن از روی طمع باشد سلیم
چند همچون نوحهگر باشی ثناخوان طمع
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این اشعار به اندیشههای طمع و حرص در انسانها اشاره میکند و این نکته را بیان میکند که طمع و توقع میتواند باعث ناراحتی و پریشانی شود. او به قناعت به عنوان راهی برای درمان این درد اشاره میکند و میگوید که باید توقعات را کنار گذاشت تا به آرامش رسید. همچنین، او به مفهوم عبودیت و سجده به خاطر طمع اشاره میکند و این که افرادی که به خاطر طمع مدح دیگران را میگویند، در حقیقت از روی خلوص نیست، بلکه به دنبال منافع خود هستند. به طور کلی، او به نقد طمع و حرص در رفتار انسانها میپردازد و قناعت و دوری از توقعات را توصیه میکند.