نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۷۲۹ سلیم تهرانی

سلیم تهرانی / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

زهی ز نور جبین تو در حجاب چراغ

به پیش روی تو گل چون در آفتاب چراغ

چنان که گل ز چمن خوش کنند گلچینان

کند به بزم تو پروانه انتخاب چراغ

ز رشک نور رخت از فتیله معلوم است

که خورده است چه مقدار پیچ و تاب چراغ

کمندافکن بام فلک بود شب ها

ز برق نور به بزم تو چون شهاب چراغ

دلم ز دیدن تیغت به سینه می لرزد

چو صبح سر زند، آید به اضطراب چراغ

ز شوق بزم تو از آب چشم در فانوس

نهاده است گل خویش را در آب چراغ

چو آفتاب به وصف جمال دوست سلیم

نوشته از پر پروانه صد کتاب چراغ

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به زیبایی و نورانی بودن محبوبی اشاره دارد که در مقابل چشمان شاعر نورانی‌تر از هر چراغی به نظر می‌رسد. شاعر با استفاده از تصاویری چون گل و پروانه، محبت و زیبایی محبوبش را توصیف می‌کند. او همچنین از حیرت و اشتیاقش برای دیدن محبوب صحبت می‌کند و به تأثیر نور چهره‌اش بر دل و جانش اشاره می‌کند. این شعر به طور کلی احساسی عمیق از عشق و زیبایی را بیان می‌کند.